شعر ری را | دکلمه ، متن ، تحلیل و معنی شعر
در این ویدئو دکلمه بسیار زیبای شعر ₍₍ری را₎₎ از نیما یوشیج با صدای زیبا و دلنشین استاد محمدعلی حسینیان، بنیانگذار آموزش سخنوری حرفه ای و فن بیان در کشور را می شنویم.
آنچه در ادامه مقاله می خوانید:
1- پادکست دکلمه شعر ₍₍ری را₎₎ با صدای استاد محمدعلی حسینیان
2- پادکست دکلمه شعر ₍₍ری را₎₎ با صدای احمد شاملو
4- پادکست تفسیر و تحلیل شعر ₍₍ری را₎₎
5- متن شعر ₍₍ری را₎₎
6- معنی لغات شعر ₍₍ری را₎₎
7- معنی شعر ₍₍ری را₎₎
8- تفسیر شعر ₍₍ری را₎₎ از دکتر تقی پورنامداریان
دکلمه شعر ₍₍ری را₎₎
پادکست دکلمه شعر ₍₍ری را₎₎ با صدای استاد محمدعلی حسینیان
پادکست دکلمه شعر ₍₍ری را₎₎ با صدای احمد شاملو
نقد و بررسی و تفسیر و تحلیل شعر ری را
تحلیل شعر ₍₍ری را₎₎ توسط استاد محمدعلی حسینیان
متن شعر ری را – نیما یوشیج
₍₍ری را₎₎1 … صدا می آید امشب
از پشتِ ₍₍کاچ₎₎2 که بندِ آب3
برقِ4 سیاهْ تابَشْ5 تصویری از خراب6
در چشم می کشانَد.
گویا کسی ست که می خوانَد …
اما صدایِ آدمی این نیست.
با نظمِ هوش رباییْ7 من
آوازهایِ آدمیان را شنیده ام
در گردشِ8 شبانیْ9 سنگین10؛
زِ اندوه هایِ من
سنگین تر.
و آوازهایِ آدمیان را یکسر11
من دارم از بَر12.
یک شب درونِ قایقْ دلتنگ13
خواندند آنچنان؛
که من هنوز هیبتِ14 دریا را
در خواب
می بینم.
ری را. ری را…
دارد هوا15 که بخوانَد.
در این شبِ سیا.16
او نیست با خودش،
او رفته با صدایش امّا
خواندن17 نمی تواند.
معنی لغات شعر ری را
1- ری را( rirā): صدای رعد و برق . به مازندرانی: هان ، بیدارباش ، به هوش باش ، هشدار ؛ نام پرندهای کوچک شبیه به گنجشک؛ نام زنِ تیزهوش و کاردان – در این شعر به معنای صدای رعد و برق است.
2- کاچ: چکاد، فرق سر . آبگینه، شیشه، درخت صنوبر – در این شعر به معنای چکاد و قله است
3- بندِ آب: محل اتصال دو چیز؛ خشکی که در آب محصور شده است. جزیره، دلتا
4- برق: درخشش؛ درخشندگی
5- سیاه تابش: تاب: تابش و روشنایی و فروغ. تافتن هر چیزی که نورانی باشد همچون فروغ و پرتو آفتاب وشمع و چراغ و مانند آن . عکس . انعکاس. انعکاس تیره. عکس تیره
6- خراب: نابسامان، تباه، ضایع، فاسد
7- هوش ربایی: هوش ربا؛ [مجاز] آنکه یا آنچه بهسبب زیبایی خود هوش و عقل از سر انسان ببرد.
8- گردش: راه رفتن به قصد تفرج
9- شبانی: چوپانی
10- سنگین: غیر قابل تحمل، دشوار، تحمل ناپذیر
11-یکسر: همه
12- از بَر: از حفظ
13- دلتنگ: غمگین، افسرده
14- هیبت/heybat/: شکوه، عظمت، کبریا
15- هوا: هوس
16- سیا: مخفف سیاه
17- خواندن: دعوت کردن
معنی شعر ری را
₍₍ری را₎₎1 … صدا می آید امشب
از پشتِ ₍₍کاچ₎₎2 که بندِ آب3
برقِ4 سیاهْ تابَشْ5 تصویری از خراب6
در چشم می کشانَد.
گویا کسی ست که می خوانَد …
معنی شعر: امشب صدای رعد و برق از پشت قله کوه می آید که انعکاس تصویر تیره و سیاهش از آب سد، تباهی و نابودی و خرابی را در ذهن تصویر می کند. انگار کسی دارد آواز می خواند …
اما صدایِ آدمی این نیست.
با نظمِ هوش رباییْ7 من
آوازهایِ آدمیان را شنیده ام
در گردشِ8 شبانیْ9 سنگین10؛
زِ اندوه هایِ من
سنگین تر.
و آوازهایِ آدمیان را یکسر11
من دارم از بَر12.
معنی شعر: ولی این صدای آدمی (شعر کهن) نیست. من در هنگام چوپانی در شب های دشوار و تحمل ناپذیر که حتی از غم و غصه های من هم تحمل ناپذیرتر بود، صدای آدم ها(شعر کهن) که هوش از سر می بُرْد را شنیده ام. و صدای آن ها هنوز در گوشم هست و همه آن ها را در حافظه دارم.
یک شب درونِ قایقْ دلتنگ13
خواندند آنچنان؛
که من هنوز هیبتِ14 دریا را
در خواب
می بینم.
معنی شعر: در یک شب دلگیر و غمگین، در درون قایق، آن آدم ها با آن صداهایی که هوش از سر می برد، چنان آوازی خواندند که من هنوز که یاد آن می افتم، شکوه و بزرگی و عظمت دریا در ذهنم تداعی می شود.
ری را. ری را…
دارد هوا15 که بخوانَد.
در این شبِ سیا.16
او نیست با خودش،
او رفته با صدایش امّا
خواندن17 نمی تواند.
معنی شعر: ری را. ری را … همچنان صدا می آید. (به نظر می رسد این صدا، صدای شعر نو نیمایی است که می آید). انگار هوسِ خواندن دارد. در این شبِ سیاه، او از خود بی خود شده است. او با صدایش (شعر نو) رفته است ولی نمی تواند دیگران را به صدایش دعوت کند و فرا بخواند.
تفسیر شعر ₍₍ری را₎₎ از دکتر تقی پورنامداریان
برگرفته از کتاب خانه ام ابری ست (شعر نیما از سنت تا تجدد) از دکتر تقی پورنامداریان
ری را …
صورت و زبان شعر
شعر ری را از شعرهای بسیار خوشساخت در شیوة آزاد نیمایی است. مثل شعر خانهام ابریست… استفاده از وزن آزاد نیمایی به بهترین و سنجیدهترین شکل در آن متجلی است. زبان در اوج زیبایی و سادگی است. مایة وزنی مختلفالارکان «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن/ فعلان» به هرچه طبیعیتر نمودن زبان نیز کمک کرده است. حس میشود شاعر به هیچ پس و پیش کردن کلمات، که مانع جریان طبیعی سخن گفتن شود، شعر را از ابتدا تا انتها نوشته است و درست همان چیزی را که در ذهن او به تدریج از طریق تداعیها و پیوند معانی با زبان و در زبان شکل گرفته، بیان کرده است. وزن آزاد نیمایی که امکان میدهد شاعر در هر کجا به اقتضای معنی وزن را بشکند، ارزش خود را در بیان این شعر کاملاً متجلی کرده است:
با نظم هوشربایی من
آوازهای آدمیان را شنیدهام
در گردش شبانی سنگین؛
ز اندوههای من
سنگینتر…
فکر نمیکنم طبیعیتر و زیباتر از این بتوان این معانی را ادا کرد و در عین حال موسیقی ناشی از مایة وزنی را رعایت کرد. حتی بعید میدانم در انبوه شعرهای بعد از نیما بتوان نمونههایی مانند آن یافت که زیبایی را در کلامی چنین ساده و بیپیرایه و عاری از فوت و فنهای بلاغی، متجلی کرده باشد.
شعر در مصراعهای دوم و سوم؛ چهارم و پنجم؛ یازدهم و دوازدهم و سیزدهم؛ نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم؛ و بیستم و بیست و پنجم؛ دارای قافیه است بیآنکه اندکی احساس شود شاعر از روی عمد این قوافی را ایجاد کرده، و کلام را از جریان طبیعی خود برای ایجاد قافیهها منحرف کرده است. به هرحال وجود این قافیهها موسیقی شعر را که به سبب اختیار مایة وزنی عروضی خاص و شکستن مکرر آن به اقتضای طبیعت بیان، نامحسوس مینماید – بیآنکه احساس شایبة تکلفی برانگیزد، تقویت کرده است. با اینهمه آنچه این زبان ساده و طبیعی را از زبان نثر کاملاً متمایز میکند. آشنایی-زدایی و یا بیگانهسازی آن به چشم خواننده از طریق انواع شگردهای بلاغی و حتی موسیقیایی نیست؛ بلکه ابهام ناشی از بیان فضایی مه گرفته و فواصل ناشی از جهش تخیل شاعر در میان اجزای شعر است که خواننده را در مقابل پرتگاههایی عمیق قرار میدهد که برای گذشتن از آن باید به چارهاندیشی بپردازد.
نویسنده: استاد محمدعلی حسینیان